past
ماه رمضون و نزدیک عیده
یاد یه نقطه عطفی از زندگیم افتادم
یادش بخیر خدا بیامرز بهم چه زرایی نمیزد که الان داره همونا رو عملی میکنه
بچها لطفا بلند بخندید
حالا میفهمم که بنده ی خدامون تنها یک هدف داشت
"ریدن به منتال من و قلبمو هزار تیکه کردن"
چقد فک میکردم از همه لحاظ پرفکته
چقدد که دوستت داشتم
ببین
فقط خدا میدونه چقد دوستت داشتم
فقط خدا دید چقد اون روز عیدی من هق هق گریه کردم
ماه رمضونم بود
اونقد بهم سخت گذشت اون روز که تموم نمیشدش
یادمه ک با گریه فک میکردم که خدایا چرا این روز صگی تموم نمیشه
ثانیه هاش اندازه یک عمر میگذش بعد اون که فهمیدم من براش چی بودم
اونقد باهام بد رفتار کردی که خدا میدونه
حتا بعدش
حتا بعد ترش
حتا تا الان
الان ک
خیلی گذشته
اره خیلی گذشته
ولی همشو یادمه
تک تک حسام یادمه
تک تک حرفامو حرفات یادمه
هنوزم یادم میفته یهو اشکام میاد
برای همین:
حالا که خیلی گذشته ولی
من عمرن نمیبخشمت عزیزم *
ولی ازت ممنونم
تو یکی از درسای بزرگ زندگیمی