۰۲ فروردين ۹۹ ، ۲۲:۰۰
میدونین واقعیت اون چیزی که فک میکنین نیست؟
واقعا چطوری تونستم همچین احساساتی داشته باشم؟
جدا یکی بیاد و کمکم کنه این حسو نابود کنم
همین دقیقا میتونه نقطه ضعف یه دختر حساب بشه..
خیال پردازی..
:|
+راستی امروز تولد مامانم بود.. تولدت مبارک مامان مهربونم.. مامانم زیادی مهربونه و میبخشه! خیلی دوس داشتنیه!
داره بارون میاد و دل آدم میخواد زار بزنه.
حالا من هیچی.. تو چطور تونستی اینکارو بکنی؟ نامرد
می دونستم همش سوء تفاهماتِ ذهن مسخره ی منه. چقد مسخره واقعا!
پستاشو که میخوندم پی بردم اونم چقد میتونه مهربون و فهیم باشه!
چقد حیف واقعا
۹۹/۰۱/۰۲
امروز هوا واقعا خوب بود اینجام بارون میمومد ولی خب امون از دلی که زیر بارون بگیره