I want to make you mine
من اون دوتا رو خیلی دوس دارم
خیلیم دلم براشون تنگ میشه!
چیکار کنم؟ها؟
خسته ام هسدم!
یه عالم کار و درس مونده!حوصله هیشکدومم ندارم!
نمیتونمم از این دنیای مجازیه لنتی بکشم بیرون ولی خب سعی خودمو میکنم
اوکی بای😓✋❤
یهه عالم نوشتم....
همه چی دود شد رف هوااا
دفه آخرم باشه با گوشی میام پست بنویسم!
نفرت انگیزِ لنتی🙍
حتا شعرم نوشته بودم😭
اونقد نوشته بودم الان خسته شدم ..
شبهِ مضمونشو بعدن انتشار میدم..
هیچی دیگه..
چی؟
همه چی پرید!
بریم دیگه!
:|
ولی خیلی ناراحتم کرد..
مرتیکه تیحومحجممپصسطحذکبمرنحزذملک😭😭😭
چطور میتونی نوشته های به اون لطیفیو انقد راحت پاک کنی؟!
وقتمو..درد انگشتام که ناشی از تایپ کردنه رو کی پاسخگویه لنتی؟😭
تو حتا لذتشو از خواننده های وبلاگم دریغ کردی..
ازت نمیگذرم🙍😾
حتا اگ بخام شبه مضمونشم بعدن انتشار بدم یادم نمیاد چی نوشتم..اونا همه فی البداهه بود لنتی..که کنار هم یه اثر هنری شاهکار شده بود!😑😭✋
امشب خابت نبره..
بااین رسانه درست کردنت🙍
فقد یادم میاد که میخاسدم بهتون بگم بیاین زندگیمونو هدر ندیم..بنابراین من میخام ا فردا ا وجودم استفاده بهینه کنم ..
و اینکه اون دفترمو پیدا کردم که توش یه عالم نوشته بودم و داده بودم بنویسن و این توش بود:
تو مَرا جان و جهانی
چه کُنم جان و جهان را..
که آخرین صفه ام نوشته بودیم میخایم بریم باهم بخریمش😑
من هنوزم اون دوربینه رو میخام😭
راستی امروز رمز صفه ام عوض شده بود!
شگفتا😑
خلاصه دوست عزیزی که وارد گشده بودیو اینا
..
بگم بهت که ..مهم نبود :)
آقا دلم میخاد پیانو یاد بگیرم..اون روز که داشدم به مالِ اون گوش میدادم خیلی قشنگ میزد!خالی شدم!
اینطور حسیو میخام به بقیه ام انتقال بدم برا همون دلم پیانو زدن میخاد!
حالااااا اول باید تیر بشه
بعد من حقوقمو بگیرم
بعد اون دوربینه رو بخرم😂اِن قرنه میخامشو هنوزم نخریدمش و هی یادم میره!با اون پیانوعه که احسانم داره😂
بعد گواهینامه مو بگیرم همم برم پیانو یاد بگیرم
بعد خیاطی ام یاد بگیرم که حوصله مانتوهای آماده رو ندارم😑
..
چی دارم میگم
..
:|
..
اول بزا عید بشه..
بعد تیر شه..
حالا بعدشو تصمیم میگیرم!😓✋
ولی..
حیفه پستم که نابود شد..😭
چقد خنده دار و احساسی بود لامصب😭✋
هیشوخ نمیفمی با من و احساساتم امشب چه کردی بیانِ لنتی!
صد آه😢
هعییی
😭✋
خدافظ اصن !
تویی که اون موقه توی اون کوچه تاریک و تنگ دستشو گرفتی تاباهم فرار کنین...
یا تویی که خاطراتِ از بین رفتنش اذیتت میکرد!
یا تویی که بودنش ..اذیتت میکرد!
توی اون بارون..
فهمیدیو با قلب شکسته برگشتی!
تویی که تو بیمارستان برای نبود اون..برای نابودیِ خودت..برای خاطراتتون..شادی ای نداشتی!
انگار نبودی..
تویی که تو پمپ بنزین کار میکردیو..اونو دیدی!
تویی که از زندگی خودت سیر شده بودی و باباتو کشتی!
..
و تو..
تویی که سال هاییه..زندگی نمیکنی!هر روز داری بدتر میشی!نابود تر میشی!
توی خیالت زندگی میکنی و نمیخای از اینکار دست بکشی!
همهِ اینا..برای تو نیست!
تو..لیاقت نداری!پس بیا و انقد خیال بافی نکن!
حرف دورغ مردمو باور نکن!
تو این دنیا نیس!
اونیکه منتظرشی..وجود نداره!
...
حالا بیا...
با هم بریم به اون دریا...
وقتی که همه چی خوب شد!
دلمون خوش باشه...به وجود داشتن!و تو باید تحمل کنی!
ارتباطِ بین منو تو ..تو دنیای سومه!
مطمئن باش من دوسِت داشتم.
دارم و خواهم داشت!
تو یه دوستِ دوست داشتنی ای برام!
که هر کارم بکنه ازش دست نمیکشم!
اثبات شده!
به هردومون!نه؟!
فقط.. بدون که دلم برات تنگ شده!
عاح ..😓🙍نگا کنین این دنیا رو چقد چرت کردیم که نمیتونیم به خواسته هامونم برسیم؟!مقصر ققط خودمونیم و تمام!
تنها موارد مشابه من با تو
اینه که هر دومون انسانیم.
هردومون نفس میکشیم.
هردومون یه خدا داریم.
میتونم بگم نمیدونستم انقد خوش شانس بودم که با «تو»تو این دنیا تو یه زمان بودم:)
:|
چیه؟!
ساعت از دوازده شب گذشته دل تنگیم اوت کرده رد دادم!
همه نصفه شبا رد میدن!
اوکی بای
😒🙍