پلـوتـو

بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان

هنوز که هنوزه باورم نمیشه همچین کاری رو در حقم کرده باشی.. 

جدا باورم نمیشه

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۱۶ شهریور ۹۹ ، ۰۲:۰۴
  • moonia

تو خیلی نامردی 

امیدوارم خود خدام تو رو نبخشه

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۰۹ شهریور ۹۹ ، ۲۱:۱۹
  • moonia

تازه هنووووزز مونده قضیه تموم شدنه رو براتون وا کنم

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۰۴ شهریور ۹۹ ، ۰۳:۰۰
  • moonia

میدونین 

بعد قرنها

این روزا تقریبا تمام چیزایی که خیلی وقت بود منتظر بودم که بلاخره تهش چی میشه، به تهش رسید

و من فهمیدم اصلا اون چیزی که فکر میکردم نیس... 

بنابراین... دارم دقیقاااااا به خودِ تو فوش میدم :تو حق نداشتی طوری رفتار کنی که همچین فکری بکنم

و... 

نهایتا میدونستم که باید همون فرمون میرفتم جلو و بهت اعتماد نمیکردم

ولی فک کردم شاید فرق داشته باشه... که نداش..

اصلنم برات آرزوی خوشبختی نمیکنم! :|

در ضمن این رو هم دریافتم که منم هیچوخ خوشبخت نمیشم!

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۰۴ شهریور ۹۹ ، ۰۲:۵۵
  • moonia

دیگه همه چی تموم شد

همه چی

همه!

عجب دنیایی.. عجب! :/

 

 

+بچه ها من برگشتم.. 

دلتنگم بودین نه؟! 

😑

آقا یه اتفاق خیلی خاص افتاده!! خیلیییی خاص

خیلییییی

:|

هیچی دیگه همین 

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۰۲ شهریور ۹۹ ، ۰۳:۳۶
  • moonia

این چه وعضیه

ینی چی؟!

آقا شما فک کن ما با 1400 یا میریم سرجلسه اینطوری که اینا برنامه ریزی کردن!

خب الان ینی چی؟

الان همه ما اسکل شدیم؟

الان ینی من تا قبرم باید برا این آزمون ورودی کوفتی درس بخونم

هم خب خاک تو سرتون با این تصمیماتون برا این تعویقاتون...

خب؟هم خاک تو سر شما وزیر محترم و مسئول سنجش و کوفت و زهرمار های مربوط به تعویق

اصن ملوم نیس تا کی میخان طول بدن

هم خب خاک تو سر من اصن

میرم خیاطی اصن

گمشین :(

  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۲۱ مرداد ۹۹ ، ۱۱:۱۴
  • moonia

میگم.. 

ده روز مونده تا یه سال شه!

تازه.. 

سیزده روز مونده تا تموم شه.. 

کاش واقعا.. واقعنه واقعا.. برای همیشه تمومش کنم و بالاخره به اونی که میخوام برسم 

لطفا.. میشه.. اگه یادتون بود برام دعا کنین؟ 

 

  • موافقین ۳ مخالفین ۰
  • ۱۸ مرداد ۹۹ ، ۰۲:۲۲
  • moonia

حقیقتش..

امروز یه خریتی کردم:|(البته ببخشید)

یه انگشتری خریدم که خیلی گرون بود

ولی خریت کردم و خریدمش

چون اصولا من به دلم گوش میدم

و حرف بقیه برام مهم نیس

نمیدونم شایدم مهم باشه

درهر صورت من اونو خریدم

ولی خیلی بی کله بودم که خریدمش

چون خیلی گرون بود و اصلا ارزششو نداش و نسبت به دارایی من..عمرا نباید طرفش میرفتم

ولی من رفتم..خب خیلی خوشگل بود..نمیتونستم ازش دل بکنم خب!چیکارکنم؟

تازه یه دسبند و گردنبندم دیدم..که اونام خیلی خوشگلن و اصلا نمیتونم رو زندگیم تمرکز کنم تا اونا رو نخرم!

خیلی خرم نه؟!

متاسفم!

ولی باید این روحیه روان پریشمو تغذیه کنم!

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۱۰ مرداد ۹۹ ، ۲۲:۵۴
  • moonia

بالاخره اولین عکس از اون که باعث شد بجای دلتنگی بیشتر

کمتر شه

خب خداروشکر تو این گیر و دار و بدبختی و دزدی و عصاب نداشتنم این اتفاق مسرور افتاد

گرچه نصفه بود ولی مهم یه چیز دیگس ک رویت شد!

😐🤚

  • ۲۰ تیر ۹۹ ، ۱۱:۱۹
  • moonia

همیشه فکر میکردم اونو خیلی دوست دارم

کلا هروقت میخواستم ببینمش ذوق داشتم

اصلا در ذهن من نمیگنجید که یه روزی اینطوری بشه

آره.. همیشه هیچی اونطور پیش نمیره که باید بره

منم خسته شدم

از همه نامردی بازیایی که تاهمین الان از زمین و آسمون باریده

و دیگه کلا تسلیم میشم 

اصن تسلیم همه چی

چرا تموم نمیشه

چرا هیچوخ نمیخاد ختم بخیر شه؟! 

چرا من هیچوخ نمیتونم هیچیو درست انجام بدم

بجون خودم اگه یه بار دیگه گوشواره ام به حوله ام گیر کنه حولمو دستمال گردگیری میکنم 

لنتی

 

  • ۱۵ تیر ۹۹ ، ۰۲:۰۶
  • moonia